وضعیت: باز
شماره سند:
تاریخ انتشار: 1404/06/03
مهلت ارسال پیشنهاد: 1404/07/19
فرصتها: براساس پیشنهادها قابل مذاکره خواهد بود.
تماس : 02166539734 – 02166533864
ارسال پروپوزالها: https://ghazal.inif.ir
طیفسنجی آکوستیکی که بر اساس انتشار و دریافت امواج فراصوت با فرکانسهای بالا عمل میکند، بهعنوان یک روش غیرتهاجمی برای تحلیل خواص مکانیکی و رئولوژیکی بافت پوست مطرح است. در این فناوری، مبدلهای پیزوالکتریک با حساسیت بالا، امواج فراصوت را تولید میکنند و پاسخ زمانی امواج برگشتی از نقاط مختلف پوست ثبت میشود. این پاسخها اطلاعات مهمی درباره وضعیت ساختاری بافت فراهم میکنند؛ این قابلیت تشخیص غیرتهاجمی، امکان پایش و تشخیص زودهنگام بیماریها را بدون نیاز به نمونهبرداری تهاجمی فراهم میآورد و بهعنوان ابزاری کمهزینه و قابل دسترس در مراکز درمانی مورد توجه قرار میگیرد.
دادههای استخراجشده با استفاده از تکنیکهای پردازش سیگنال مانند تبدیل فوریه سریع و تجزیه موجک،[4] ویژگیهای پاسخ فرکانسی بافت را آشکار میسازند. این ویژگیها به عنوان ورودی به شبکه عصبی مصنوعی آموزشدیده بر روی پایگاه دادههای معتبر و برچسبخورده توسط متخصصان درماتولوژی ارائه میشوند تا مدلهای هوشمند قادر به تفکیک دقیق بیماریهای پوستی با علائم بالینی مشابه باشند. فرآیند کالیبراسیون مدل با استفاده از دادههای واقعی حاصل از روشهای مرجع مانند بیوپسی انجام شده و بهینهسازی آن تعمیمپذیری و دقت بالای تشخیص در شرایط بالینی واقعی را امکانپذیر میکند.
نام و نام خانوادگی | وضعیت شغلی | همکار/مشاور طرح | رشته/مقطع تحصیلی |
سلمان مهاجر مازندرانی | استادیار گروه اپتیک و لیزر- دانشکده فیزیک- دانشگاه خوازمی | مجری | فیزیک لیزر/ دکتری |
کامبیز کامیاب حصاری | پزشک درماتولوژیست- دانشگاه علوم پزشکی تهران | مشاور طرح | آسیبشناسی پوست/ فوق تخصص |
محمد سلطانیان | هیئت علمی دانشکده علوم ریاضی و کامپیوتر- دانشگاه خوارزمی | همکار | هوش مصنوعی/ دکتری |
سید میلاد محمدی موسوی | دانشجو | همکار | فیزیک/ کارشناسی |
این تیم متشکل از اعضای آزمایشگاه بیوفوتونیک دانشکده فیزیک دانشگاه خوارزمی است. دکتر سلمان مهاجر مازندرانی، متخصص فیزیک، طراحی بخش آکوستیکی و طیفسنجی و تحلیل پاسخهای بافتی را بر عهده دارد. دکتر کامبیز کامیاب حصاری، فوق تخصص آسیبشناسی پوست، مسئول تأمین دادههای بالینی و اعتبارسنجی آنهاست. دکتر محمد سلطانیان، با تخصص در یادگیری ماشین و بینایی ماشین، وظیفه طراحی و آموزش مدلهای هوش مصنوعی بر پایه دادههای طیفی را بر عهده دارد. سید میلاد محمدی موسوی نیز بهعنوان همکار پژوهشی در جمعآوری داده، اجرای آزمایشها و تحلیلهای مقدماتی مشارکت دارد.
شیوع گسترده بیماریهای پوستی التهابی مزمن مانند پسوریازیس و اگزما، همراه با شباهت بالینی قابل توجه علائم این دو بیماری، چالشی اساسی در تشخیص افتراقی دقیق ایجاد کرده است. این شباهتها از جمله خشکی، قرمزی، خارش شدید و ضایعات پوستهپوسته باعث میشوند که تمایز میان این بیماریها صرفاً بر اساس معاینات بالینی یا روشهای تصویربرداری معمول، با خطا و ابهام همراه باشد. روش مرجع فعلی، یعنی بیوپسی، با وجود تهاجمی بودن با تاخیر زمانی در تشخیص و هزینهبر بودن، امکان قطعیت کامل در تشخیص افتراقی بین اگزما و پسوریازیس را فراهم نمیآورد. بنابراین، توسعه روشی غیرتهاجمی، دقیق و کمخطر که بتواند تفاوتهای ظریف ساختاری و مکانیکی پوست را در این بیماریها آشکار کند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
در این راستا، فناوری طیفسنجی آکوستیکی مبتنی بر امواج فراصوت، بهعنوان یک ابزار کمّی و غیرتهاجمی، قابلیت بررسی دقیق خواص مکانیکی و رئولوژیکی بافت پوست را دارد. این فناوری، با ثبت و تحلیل پاسخهای فرکانسی پوست، امکان تفکیک بافتهای سالم از آسیبدیده را فراهم میکند و در مقایسه با روشهای سنتی، بدون نیاز به نمونهبرداری، قابلیت تکرارپذیری و سهولت اجرا در محیطهای غیرکلینیکی را داراست. با تلفیق دادههای طیفی حاصل با الگوریتمهای پیشرفته یادگیری عمیق، دقت و قابلیت اطمینان تشخیص در موارد دارای علائم بالینی مشابه بهطور چشمگیری افزایش مییابد. این سامانه میتواند نقش مهمی در بهبود روند تشخیص، تسریع درمان و کاهش هزینههای مرتبط با بیماریهای پوستی ایفا کند و راه را برای پزشکی شخصیسازیشده هموار سازد.
هدف اصلی این پژوهش، طراحی و پیادهسازی یک سامانه طیفسنجی آکوستیکی پیشرفته مبتنی بر امواج فراصوت فرکانس بالا است که قابلیت شناسایی و تحلیل غیرتهاجمی تغییرات ریزساختاری، بیومکانیکی و بیوفیزیکی در لایههای مختلف پوست را دارا باشد. این سامانه با بهرهگیری از پردازش سیگنال و آنالیز طیفی، قادر به استخراج دقیق پارامترهای فرکانسی مرتبط با شاخصهای زیستی پوستی نظیر ضخامت اپیدرم و درم، چگالی و جهتگیری رشتههای کلاژن و الگوی خونرسانی موضعی خواهد بود.
یکی از چالشهای اساسی در توسعه این سامانه طیفسنجی آکوستیکی، تفکیک دقیق پاسخهای فرکانسی حاصل از بافتهای ناسالم از سیگنالهای عبوری از سایر لایهها و بافتهای سالم مجاور است، که موجب تداخل و کاهش وضوح دادههای ثبتشده میشود. همچنین، جمعآوری و ایجاد پایگاه داده گسترده و مورد تایید توسط متخصصین درماتولوژی، به عنوان مرجع آموزشی و اعتبارسنجی مدل، اهمیت حیاتی دارد. در نهایت، کالیبراسیون دقیق مدلهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین با دادههای طیفی استخراجشده از نمونههای متعدد بافتهای مبتلا به بیماریهای مشخص، به منظور افزایش دقت تشخیص، کاهش نرخ خطا و افزایش قابلیت تعمیمپذیری سیستم در محیطهای کلینیکی، یکی از گامهای کلیدی در راستای تحقق اهداف پژوهش به شمار میرود.
در این پروژه انتخاب و طراحی مبدلهای پیزوالکتریک با قابلیت تولید و دریافت امواج فراصوت در محدوده فرکانسی ۳0 تا ۵۰ مگاهرتز و انتخاب دقیق مواد پیزوالکتریک بر اساس حساسیت، پهنای باند فرکانسی و نرخ تبدیل انرژی انجام میشود. علاوه بر این، ابعاد و شکل هندسی کریستالها با هدف دستیابی به تفکیک فضایی بالا و نفوذ مناسب در بافت تنظیم میشوند. برای افزایش دقت و وضوح سیگنال، استفاده از لنزهای آکوستیکی متمرکزکننده ضروری است؛ طراحی این لنزها نیازمند شبیهسازیهای میدان
موج است تا تمرکز بهینه بر نقطه مورد نظر پوست ایجاد شود. پارامترهای چیدمان شامل فاصله مبدلها، زاویه تابش و گیرندگی نیز به دقت تعیین و تنظیم میشوند تا بهترین نسبت سیگنال به نویز حاصل گردد.
برای تحریک مبدل فرستنده، یک مدار نوسانساز دیجیتال طراحی میشود که قادر است سیگنال سینوسی با فرکانس دقیق، پایداری بالا و نویز پایین تولید کند. دقت فرکانس در این مرحله اهمیت بالایی دارد، زیرا تغییرات کوچک در فرکانس میتواند روی کیفیت تحلیل طیفی اثرگذار باشد. پس از تولید سیگنال، اعمال فیلترهای گذر باند صورت میگیرد تا کلیه سیگنالهای فرکانسی خارج از محدوده هدف حذف شوند.
سیگنالهای آکوستیکی بازتابی پس از عبور از لایههای پوست توسط مبدل گیرنده دریافت میشوند و به سیگنالهای الکتریکی آنالوگ تبدیل میگردند. در این مرحله، کیفیت و دقت مدارهای تقویتکننده و مبدل آنالوگ به دیجیتالتعیینکننده صحت دادهها است. الگوریتمهای حذف نویز اولیه و تقویت سیگنال نیز در این مرحله اجرا میشوند تا دادههای خام به صورت بهینه برای تحلیل طیفی آماده شوند.
به منظور استخراج ویژگیهای فرکانسی سیگنالهای آکوستیکی، دادههای دیجیتال پردازش شده به روش تبدیل فوریه سریع (FFT) مورد آنالیز قرار میگیرند. این تبدیل طیفی امکان نمایش انرژی توزیع شده در فرکانسهای مختلف را فراهم میآورد. از سوی دیگر، تجزیه موجک که امکان تحلیل همزمان در حوزه فرکانس و زمان را دارد، برای شناسایی پویاییهای گذرا و غیر ایستا در سیگنالها کاربرد دارد. به کمک این تحلیلها، میتوان پیکهای رزونانسی مرتبط با بافتهای مختلف را تفکیک و شاخصهای زیستی تعیین شده را به صورت کمّی استخراج کرد. نتایج تحلیل طیفی به شکل نمودارهای طیف رنگی و نمودارهای دامنه در برابر فرکانس ارائه میشوند. این نمودارها نمایانگر شدت و موقعیت پیکهای رزونانسی بوده که با ویژگیهای بافتی و وجود التهاب همبستگی دارند.
طی یک دوره ۶ تا ۸ ماهه، دادههای طیفی از حدود ۱۰۰۰ نمونه بالینی (۵۰۰ مورد اگزما و ۵۰۰ مورد پسوریازیس) از بیماران تحتنظر جمعآوری میشود. این دادهها پس از مراحل پیشپردازش شامل حذف نویز، نرمالسازی و همسانسازی در قالب
ماتریسهای طیفی با ابعاد مشخص ساختاربندی میشوند. این پایگاه داده به عنوان منبع اصلی برای آموزش و اعتبارسنجی الگوریتمهای یادگیری ماشین استفاده خواهد شد. در مرحله پایانی، با بهرهگیری از معیارهای استاندارد آماری نظیر حساسیت، اختصاصیت، دقت و نرخ تشخیص مثبت کاذب و عملکرد سامانه طیفسنجی آکوستیکی مورد ارزیابی قرار میگیرد.
مراحل انجام پژوهش به شرح زیر است: