پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
  • language
  • language
  • ورود/عضویت

پیاده‌سازی و استقرار نظام مدیریت دانش Copy

تعدد تحقیقات علمی و تجارب پیاده‌سازی مدیریت دانش مؤید آن است که در عصر حاضر این رویکرد نوین مدیریتی به عنوان راهکاری جهت دستیابی به مزیت رقابتی پایدار برای سازمان‌ها مورد توجه فراوان قرار گرفته است؛ اما نکته حائز اهمیت در این است که مدیریت دانش مانند هر رويكرد مدیریتی دیگری جهت پیاده‌سازی مؤثر و منطبق بر مقتضیات و شرایط سازمانی و نیز نیازهای دانشی در سازمان مورد نظر، نیازمند الگوی جامعی است که دربردارنده فرآیندهای اصلی مدیریت دانش، توالی و چگونگی پیاده‌سازی آن‌ها باشد. آنچه در گذشته باعث برتری سازمان‌ها نسبت به یکدیگر می‌شد، نیروی انسانی، ماشین‌آلات و سرمایه‌ی مادی بیشتر بود. در روزگار کنونی دیگر سازمان‌ها نمی‌توانند انتظار داشته باشند که تولیدات و خدماتی که قبلاً باعث موفقیت آن‌ها شده بود، در آینده نیز زمینه‌ساز ادامه حیات آن‌ها گردد چراکه عامل اصلی تمایز و مزیت رقابتی سازمان‌ها در عصر ارتباطات و تکنولوژی اطلاعات، اطلاعات و دانش بیشتر آن‌ها نسبت به رقبا می‌باشد. از نظر تاریخی، می‌توان سه نسل از مدیریت دانش را از یکدیگر متمایز نمود: نسل اول (سال‌هاي ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵): در طی این نسل، بسیاری از اقدامات بر تعریف مدیریت دانش، بررسی فواید بالقوه مدیریت دانش برای تجارت و طراحی پروژه‌های تخصصی مدیریت دانش مبتنی بود. نسل دوم (سال ۱۹۹۶): از سال ۱۹۹۶ بسیاری از سازمان‌ها پست‌های جدید سازمانی برای مدیریت دانش در نظر گرفتند از جمله مدیر ارشد دانش. منابع متفاوت مدیریت دانش با یکدیگر ترکیب و به سرعت در مباحث روزانه سازمانی به کار گرفته شدند. در طی این نسل، در تحقیقات مدیریت دانش، تعاریف متفاوت از دانش در مقوله‌های متنوعي مانند فلسفه‌های تجاری وجود داشتند. نسل دوم مدیریت دانش بر این نکته تأکید می‌کند که مدیریت دانش درباره تغییر نظام‌مند سازمانی است، جایی که شیوه‌های مدیریتی، نظام‌های سنجش، ابزارها و مدیریت محتوا نیاز به گسترش مشترک دارد. نسل سوم (از سال ۲۰۰۲ به بعد)‌: در نتیجه دیدگاه‌ها و شیوه‌های نوین، نسل سوم مدیریت دانش اکنون در حال پدیدار شدن با روش‌های جدید و نتایج جدید است. بنا بر عقیده ویگ “یک تفاوت با دیگر نسل‌های مدیریت دانش این است که نسل سوم مدیریت دانش با فلسفه سازمان، استراتژی، اهداف، شیوه‌ها، نظام‌ها و رویه‌های سازمانی یکپارچه شده و تبدیل به کار روزانه کارکنان و محرک برای آن‌ها شده است.” آنچه قابل ذکر است، عدم استقرار رویکردهای رسمی مدیریت دانش در شرکت مادر و زیرمجموعه‌های آن می‌باشد.